Slang
زبان عامیانه - کلمات یا عبارات عامیانه و خیلی غیر رسمی
baby
نازنازو - بچه ننه - ناز کردن - شخص گله مند - عزیز
1. a person who complains all the time, or someone who always gets what he or she wants.
شخصی که تمام زمان شکایت می کند، یا کسی که آنچه را که می خواهد همیشه بدست میاره.
مثال:
I hate playing baseball with that guy. He's such a big baby when he loses.
ما از بازی کردن با آن مرد متنفرم. وقتی که می بازه خیلی گلایه می کند.
2. a person that you like, love, or are attracted to.
یه شخصی که از او خوشت میاد یا خیلی دوستش داری یا به او چسبیده ای
مثال:
Hey, baby, let's go out to dier tonight.
سلام عزیزم، بیا امشب شام بریم بیرون.
3. something that's valuable to you.
چیزی که برای شما ارزشمند هست.
مثال:
Take a look at these babies.(apples)I bought them at the grocery store today.
نگاهی به این چیزهای با ارزش بیانداز. (سیب ها) من امروز آنها را از فروشگاه بقالی(مواد خوراکی) خریدم.
Nasser Khodadadiyan
telegram.me/englishf
englishfamily@
https://telegram.me/joinchat/B-UaGz9c4AlpQ2brwDT0xQ
برچسب:
نویسنده: پویان رجبی